خانه / مدیریت / سلسله مهارت های زندگی ( ۷ ـ مهارت ارتباط با خدا ، بخش اول )

سلسله مهارت های زندگی ( ۷ ـ مهارت ارتباط با خدا ، بخش اول )

مهارت ارتباط با خدا

این مهارت زمانی به دست می‏آید که انسان کامل بر اساس دستور‏های الهی رفتار کند واجبات و مستحبات را به جا آورد و از تمام آنچه پروردگار نهی فرموده – محرمات و مکروهات- دوری گزیند. البته اجرای چنین شیوه‏ای برای بسیاری از انسان‏ها امکان پذیر نیست یا به بیان دیگر بسیاری از آنها حوصله و همت حرکت و رسیدن به آن را ندارند ولی آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی بتوان چشید.

«پروردگارت آرامش  و شادکامی تو را دوستی خویش وایمان و تقوا می داند و تو را بشارت می‌دهد که بزرگترین کامیابی همین است و بس، پس بیراهه رفتن چرا »

برای حرکت در این مسیر فرد باید اقدام‏ها را در دستور کار زندگی روزانه خود قرار دهد یکی از اینها اصلاح رابطه خود با خدا می‏باشد.

اصلاح رابطه با خدا از بنیادی‏ترین اصلاحات زندگی انسان است زیرا تا این رابطه اصلاح نشود هیچ کار دیگری نیز اصلاح نمی‏شود. امیرمؤمنان(ع) می‏فرماید:

((مَن اصلَحَ ما بَینَهُ و بین الله أصْلَح اللّهُ ما بینه و بین‏الناس وَ منْ اَصلَح أمْرَ آخرتهِ اصلَح اللّهُ له أمْرَ دنیاه))

«هر کس میان خود و خدا را اصلاح کند خداوند میان او و مردم را اصلاح می‏کند و هر کس آخرتش را اصلاح کند خداوند کار دنیایش را اصلاح می‏کند.»(نهج البلاغه،حکمت ۴۲۳، ص ۵۲۳)

بنابراین، دعوت فرشتگان الهی به بندگی خداوند و تقوای الهی، دعوت به اساسی‏ترین اصلاحات در زندگی بشری است.

«و لقد بَعثنا فی کل امۀٍ رسولانِ اعبد و اللّهَ و اجتنبوا الطاغوت» (النحل/۱۳۵)

(و در هر امتی، پیامبری برانگیختیم که خدای را بپرستید و از طاغوت دوری جویید.)

این تلاش و اقدام تربیتی پیامبران درباره انسان‏ها، انجام دادن، اصلاحی اساسی بوده است تا آنها را به مرکز هستی رهنمون شوند. انسان همانند سایر موجودات از بدو آفرینش وابسته به خداست و خداوند وجود خاص انسانی را به او می بخشد ارتباط و وابستگی وجودی بین انسان و خدا از حیطه ی قدرت انسان خارج است پس از تولد و رشد تدریجی  و ظهور اراده است که ارتباط انسان با دیگران ارادی و آگاهانه انجام می گیرد در این مرحله احتیاج به کیفیت و نحوه ارتباط پیدا می کند تا به رشد استعداد هایش خط و جهت مثبت دهد ارتباط انسان با خدا ،با اجتماع و طبیعت از مهمترین روابطی است که باید مورد توجه قرار گیرد .

آیه های ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره اعراف از پیمان انسان و خدا یاد می کنند که عده ای از صاحب نظران آن را به فطری بودن اعتقاد به خدا و یگانگی او در انسان مربوط شمرده اند« به یاد آر آن وقت که خداوندگار تو از آدمیزادها، از پشت آنها، نسل آنها را بر گرفت و از آنها گواهی خواست که آیا من خداوندگار شما نبودم؟ گفتند چرا: ما این گواهی را دادیم . مبادا در روز قیامت بگویید ما از این مطلب بی خبر  بودیم یا بگویید قبلا پدران ما به راه شرک رفتند وما نسل آنان بودیم آیا ما را به کیفر آنچه باطل اندیشان کرده اند نابود می‌سازی .

سنت الهی چنین است که به هر میزان که رابطه انسان با خدا اصلاح شود به همان میزان رابطه انسان باعالم  و به هر مرتبه ای اصلاح می شود و به هر مرتبه‌ای که در اصلاح رابطه خود با خدا واصل شود به همان  تناسب به توان اداره ی عالم دست می یابد

اگر کسی از نیاز خود به خدا غافل شود به همان اندازه از قرب الهی محروم است استقلال قائل شدن برای خود و موجودات موجب دوری از اوست و این دوری از ناحیه انسان است خداوند نه تنها از ما دور نیست، بلکه از همه حتی از رگ گردن به ما نزدیکتر است  واین انسان و اعمالش می باشد که تنها عامل دوری او از خدا گردیده است. امام سجاد (ع)می فرمایند:کسی که به سوی تو حرکت کند راهش نزدیک است و تو از خلق خود پنهان نیستی جز اینکه اعمالشان آنها را از تو محجوب می گرداند .

رهایی بشر از چاه فساد و تباهی رابطه با آن حقیقتی است که عالی ترین فطرت روح انسانی ما را به آن می خواند و آن خدای متعال کمال مطلق و وجود مطلق است لازمه این رابطه، ظهور فعلی فضایل اخلّاقی و کمال انسانی خواهد بود،واین نتیجه خاصی است که بر آن فعل خاص استوار است.

خداوند می فرماید :«کسی که ازیاد من اعراض کند برای او معیشت و زندگانی پر از بدبختی و گرفتاری است(طه/۱۲۴).

 بنابر این ابتداء باید به اصلاح رابطه خود با خدا پرداخت و آن گاه در اصلاح امور مردمان گام نهاد آنان که از چنین راهی وارد میدان اداره امور و اصلاح مردمان می شوند خداوند یاریشان می کند و توفیق و برکت الهی شامل حالشان می شود.

هدف نهایی، وجود حق تعالی است که مقصد همه مقصدها و مطلوب همه مطلوب هاست و همه حرکت ها در پی رسیدن به آن مراد و مقصد صورت می گیرد در نتیجه ذات الهی و قرب به محضرش و ایمان و پیوند با اوغایت نهایی کاروان هستی می باشد. پس از شرایط رابطه ی صحیح با خدا معرفت به خود و معرفت به خدا (انسان بداند تمام قدرت‏ها، کمالات، اسماء حسنی، قضا و قدر هر چیزی در نزد خداست.) وایمان قلبی(انسان با تمام وجود، تسلیم حق گردد. ایمان معلول شناخت خدا بوده و هرگاه معرفت قلبی حاصل شود ایمان تحقق پیدا می‏کند) واخلاص در اندیشه وعمل می‌باشد آنچه موجب می‏شود انسان، اندیشه ‏و عمل را برای خدا خالص گرداند بریدن از غیر خداست).

حضرت علی (ع) می فرمایند: «ایمان سه چیز است معرفت خدا به قلب  و اقرار به زبان و عمل به جوارح» (نهج البلاغه/ح۲۲۷ص ۴۸۳) بنابراین با ایمان و عمل صالح و دعا می توان با خدا ارتباط برقرار کرد.

«اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفویض الامرالیه»

«ابتدا و شروع دانایی و آگاهی شناخت خدای جبار است و آخر آگاهی و دانایی واگذاری امور زندگی به خداست.»

اولین شناخت شناخت خداست، شناخت خدای حکیم بدون علم و تحقیق ممکن نیست.

حضرت امام محمد باقر(ع) فرمودند:

« نهایت کمال و رشد هر انسانی، نهایت دانایی در مسائل دین است و (شکیبایی و استقامت) بر بلایا و میانه روی و اسراف نکردن در امور زندگی است.»

این حدیث دارای سه پیام است:

رشد و کمال انسان علم و دانایی او نسبت به مسائل دین می باشد.

درس شکیبایی، صبر و استقامت بر مشکلات فردی و اجتماعی

اسراف نکردن در زندگی شخصی و اجتماعی

مؤلفه های مهارت ارتباط با خدا

شناخت خدا

از جمله مسئولیت‏های انسان در برابر خداوند بزرگ ضرورت خدا باوری است در آموزه‏های اسلامی راجع به ضرورت این موضوع فرازهای بسیاری وارد شده است از جمله این موارد فرازی از خطبه اول نهج‏البلاغه است که امام(ع) فرمود: ((اوّل الدین معرفته و کمال معرفته التصدیق به» (نهج البلاغه/خطبه اول) سر آغاز دین خدا شناسی است و کمال خدانشاسی باورد داشتن اوست و کمال باور داشتن او شهادت به یگانگی اوست. بدیهی است که بدون شناخت درست خدا امکان تدین و ایمان کامل به خدا وجود ندارد چنانکه پیامبر(ص) در اشاره به ارتباط تنگاتنگ معرفت و ایمان به خدا فرمود: ((با ایمان‏ترین شما با شناخت‏ترین شماست

خداوند به عالی‏ترین اسوه اخلّاق بشریت حضرت محمد(ص) چنین تعلیم می‏دهد ((بگو: نماز و تمام عبادات من، و مرگ و زندگی من، همه برای خداوند و پروردگار جهانیان است همتایی برای او نیست و به همین مأمور شده‏ام و من نخستین مسلمانم))

این آیه برای تمام ابعاد زندگی رهنمود بوده و چنین می‏آموزد که تمام تلاش ما باید برای پروردگار جهانیان انجام گیرد. و معرفت نفس به عنوان کامل ترین راه معرفت خداوندی معرفی شده است زیرا  که آگاه ترین افراد نسبت به خداوند کسی است که از نفس  خود آگاه تر باشد.

حضرت علی(ع) فرمود: خدایا! تو را از ترس جهنم پرستش نکردم و به امید بهشت عبادت ننمودم بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و پرستیدم .

شناخت خداوند به عنوان یگانه مبدا هستی و یگانه صاحب و پروردگار همه چیز ،ایجاب می کند که هیچ مخلوقی را در مقام پرستش برای او شریک نسازیم .

پیامبر می‌فرماید: برای کسی که خدا را بشناسد سزاوار است که آنچه در نزد خداست  رغبت داشته باشد.

امام صادق (ع) فرمودند:  همه رفتارهای انسانی به چهار اصل بازگشت دارد

 1- رفتار با خدا ۲- رفتار با خود و خانواده ۳- رفتار با مردم ۴- رفتار با طبیعت  انسان در رابطه با خدا باید جنبه‏های بندگی، خضوع و خشوع و اخلاص و شکر را مورد نظر قرار دهد.

با شناخت است که راه ارتباط نفس با پروردگارش را می‏یابی و می‏بینی که سود و زیان را از ناحیۀ خدا با تو در میان می‏گذارد.

منابع شناخت

۱- طبیعت: همین عالمی که در آن زیست می‏کنیم و با حواس خودمان با آن در ارتباط هستیم.

۲- عقل و دل :هنگامی که انسان در ابتدا متولد می‏شود هیچ چیز نمی‏داند و در دل او چیزی وجود ندارد و قبول کنیم که به دل پاره‏ای الهامات می‏شود این مساوی با قبول کردن جهانی ماوراء جهان ماده و طبیعت است.

۳- تاریخ: حضرت علی به امام حسن: پسرکم! اگر چه عمر محدودی دارم و با امت‏های گذشته نبوده‏ام که از نزدیک وضع و حال آنها را مطالعه کرده باشم اما در آثارشان سیر کردم و در اخبارشان فکر کردم تا آنجایی که مانند خود آنها شدم.

ابزار‏های شناخت

۱ ـ حواس (حس): این ابزاری لازم هست امّا شرط کافی برای شناخت نیست.چیزی که محسوس است امکان ندارد خدا باشد و اگر محسوس باشد مانند دیگر پدیده ها نیازمند به خداست. قرآن می فرماید: شناخت آنهااز زندگی دنیا شناختی سطحی است و آنها از آخرت در غفلتند.(الروم/۷)

۲ ـ قوه عاقله (عقل): انسان برای شناختن؛ به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی انواع تجزیه و تحلیل نیاز دارد. تجزیه و تحلیل، کار عقل است. اکثر شناختها بوسیله عقل واز طریق آیه و نشانه به آن شناختها می‌رسد قرآن کریم سایر جهان هستی را آیه و نشانه ی دلیل روشن و قاطع وجود خدا می‌داند یعنی همه آفریده های محسوس و غیر محسوس آیه و نشانه آفریدگار خود هستند و امکان ندارد کسی جهان شناس باشد و خدا نشناس باشد

۳ ـ عمل: وقتی ما سر و کارمان فقط با حس محض باشد و پای عمل در کار نباشد اسمش «استقراء»است وقتی پای عمل نیز در میان بیاید که پای عقل هم بیشتر در کار می‏آید اسمش آزمون یا تجربه و یا آزمایش است.

۴ ـ دل: راه دل یعنی راه تزکیه نفس، راه تزکیه قلب، دل منبعی برای شناخت و تزکیه نفس ابزار این منبع چنانکه طبیعت منبعی برای شناخت است و حواس ابزار آن، و نیز عقل منبعی برای شناخت است و استدلال و برهان ابزار آن

درباره نویسنده

همچنین ببینید:

اردوی زیارتی و سیاحتی مشهد مقدس پایه نهم

با توجه به اینکه مدت ۲سال بخاطر شرایط کرونا دانش آموزان با محدودیت اردو مواجه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.